[ و فرمود : ] هيچ بى‏نيازى چون خرد نيست ، و هيچ درويشى چون نادانى و هيچ ميراثى چون فرهيخته بودن و هيچ پشتيبان چون مشورت نمودن . [نهج البلاغه]
کل بازديدها:----2284---
بازديد امروز: ----2-----
بازديد ديروز: ----26-----
اندکي صبر سحر نزديک است...

 

نويسنده: راوی ( عمران بصیری )
دوشنبه 4/6/1387 ساعت 11:36 صبح

هرچند حال و روز زمين و زمان بد است
يک تکه از بهشت در آغوش مشهد است
حتي اگر به اخر خط هم رسيده اي
آنجا براي عشق شروعي مجدد است


سلام امام رضا جان


نميدونم چجوري بگم و حتي نميدونم چي بايد بگم.


خودتون ميدونيد چقدر دلتنگم.


خودتون ميدونيد هفته ي قبل که دوستام داشتن ميومدن مشهد پابوستون و من نميتونستم همسفرشون بشم چه حالي ....


خودتون ميدونيد واسه چي هر وقت يکي از دوستام از مشهد از کنار حرم باصفاتون يه تک زنگ ميزنه ، با سه تا تک زنگ جوابشو ميدم.


با اين همه نامردي از طرف من نميدونم چجوري بايد ازتون بخوام که ...


اما ما به کرمتون اميد داريم.


خوشا به حال اونايي که ماه رمضون امسال تو حرمتون هستن.


خوشا به حال اونايي که الان تو حرمتونن.


خوشا به حالشون...



 


 


 


 


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: راوی ( عمران بصیری )
دوشنبه 28/5/1387 ساعت 11:24 عصر

آيت‌الله مکارم شيرازي از مراجع عظام تقليد درخصوص استفتايي درباره اظهارات اخير اسفنديار رحيم‌مشايي رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري درباره ساکنان سرزمين‌هاي اشغالي پاسخي را ارائه کرد که متن کامل اين استفتاء و پاسخ آيت الله مکارم شيرازي بدين شرح است:


مرجع عاليقدر جهان تشيع حضرت آيت‌الله مکارم شيرازي

همانگونه که حضرتعالي مستحضر مي‌باشيد در روزهاي اخير از سوي برخي افراد اظهاراتي مبني بر اينکه جمهوري آيت الله مکارم شيرازياسلامي ايران با ملت اسرائيل دوست است و مشکلي ندارد، مطرح شده که اين موضوع شبهاتي را در ذهن امت اسلامي و شهيد پرور ايران ايجاد نموده است.
فلذا خواهشمند است جهت تنوير افکار مردم مسلمان ايران صراحتا نوع تعامل با رژيم غاصب و جعلي اسرائيل و نيز مردم ساکن در سرزمين هاي اشغالي را تبيين بفرمائيد.
پيشاپيش از التفات نظر آن عالم فرزانه کمال تشکر و امتنان را داريم.



پاسخ آيت الله مکارم شيرازي:
شک نيست که رژيم اسرائيل و مردم آن هر دو مخالف اسلام و مسلمين هستند، آنها زمين هاي مسلمان ها را غصب کرده اند و مرتبا شهرک سازي کرده و ساکن آن زمين هاي غصبي مي‌شوند؛ اگر ضربه‌اي بر مسلمين وارد شود جشن مي‌گيرند و اگر رژيم آنها از مسلمين شکست بخورد (مانند شکست مفتضحانه جنگ 33 روزه) به حکومت خودشان اعتراض مي‌کنند، خلاصه آنچه باعث ناراحتي مسلمين است سبب نشاط آنها است و آنچه سبب پيروزي مسلمين است سبب ناراحتي آنها مي‌شود. نقش‌هاي توسعه طلبانه رژيم و مردم آنجا بر کسي پوشيده نيست با اين حال چگونه مي‌توان واژه دوستي با آنها را به زبان آورد؛ چه لزومي دارد کساني که اين گونه فکر مي‌کنند جزء همکاران رئيس جمهور محترم باشند، هنگامي که 200 نفر از نمايندگان مردم به چنين کاري اعتراض کنند مفهومش اين است که بيش از دو سوم مردم اين کشور با چنين شخص و چنين افکاري مخالفند.

انصاف ايجاب مي‌کند تعصب‌هاي جناحي را کنار بگذاريم و به سرنوشت و منافع کشور و نظام بينديشيم و بر انديشه امام (ره) در اين زمينه استوار باشيم.

هميشه موفق باشيد ناصر مکارم شيرازي


 


اينم از فتواي مرجع عاليقدر ، ببينيم آقاي رييس جمهور در جواب اين استفتاء چه مي کنند!!!


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: یونس ( سیّد مجتبی مصطفوی )
شنبه 26/5/1387 ساعت 10:37 صبح

روزگاري شهر ما ويران نبود!


دين فروشي اينقدر ارزان نبود !


صحبت از موسيقي عرفان نبود!


هيچ صوتي بهتر از قرآن نبود!


دختران را بي حجابي ننگ بود!


رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود!


مرجعيت مظهر تکريم بود!


حکم او را عالمي تسليم بود!


پشت پا بر دين زدن آزادگي است؟


حرف حق گفتن عقب افتادگي است؟


آخر اي پرده نشين فاطمه(س)         کي رسي بر داد دين فاطمه(س)؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


                                  نيمه شعبان مبارک



    نظرات ديگران ( )
نويسنده: راوی ( عمران بصیری )
جمعه 25/5/1387 ساعت 11:56 عصر

حضرت امير(ع)‌ مي‌فرمايند:


 سخن تا اظهار نشده، اسير آدمي است و وقتي بيان مي‌شود، انسان را اسير خود مي‌کند.


 


امام جمعه تهران:


مشايي عذر خواهي کند.


خطيب امروز نماز جمعه تهران با رد ادعاهاي مطرح شده در خصوص دوستي با ملت اسرائيل، گفت: ما اصلاً ملتي به عنوان اسرائيل نمي‌شناسيم و فقط و فقط ملت فلسطين وجود خارجي دارد وانگهي اين مردم در اسرائيل هستند که آتش‌ بيار دولت رژيم صهيونيستي هستند.


                                                   


مشايي:«براي هزارمين بار و قوي‌تر از گذشته اعلام مي‌کنم که ما با همه مردم دنيا دوست هستيم، حتي مردم آمريکا و اسرائيل.»


سايت رسمي وزارت خارجه رژيم صهيونيستي:


 سخنان رحيم مشايي انتقاد صريحي نسبت به مواضع مذهبي و سياسي در حکومت اسلامي است. او در دو هفته اخير ناچار شد در يک سلسله اظهارات ضداسرائيلي گزنده، از شدت حملات عليه خود بکاهد و سخنان خود را کمرنگ سازد و معلوم نيست چه شده که دوباره آنها را تکرار کرد.
سايت وزارت خارجه رژيم صهيونيستي در عين حال به بهانه اين موضع گيري مدعي شد مردم اسرائيل پيشرفته ترين و آزادترين مردم خاورميانه اند و اگر مشايي منظورش از مردم اسرائيل همان فلسطيني ها باشد، همان مواضع ستيزه جويانه رژيم اسلامي را تکرار کرده است.


با وجود اين همه انتقاد به سخنان معاون رييس جمهور و درخواست براي برکناري ايشان، نه تنها ايشان برکنار نشدند بلکه:



همسفر رييس جمهور هم شدند.


آقاي مشايي که در مراسم افتتاح نمايشگاه عکس شگفتي‌هاي ايران درباره اسلام مترقي سخن مي‌گفت، افزود: «ما نيازي به خشونت در دنيا نداريم، کسي که جيبش پر است نيازي به شلوغ کاري ندارد.»
وي افزود: «خوشگل‌ها با هم دعوا نمي‌کنند، اما سر خوشگل‌ها دعوا مي‌شود! ايران يکي از اين خوشگل‌هاست.»
به قول يکي از دوستان: چشم


 


 


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: راوی ( عمران بصیری )
سه‏شنبه 15/5/1387 ساعت 9:55 عصر

کاش هيچ وقت اين جمله را يادمون نره...


 


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: راوی ( عمران بصیری )
سه‏شنبه 8/5/1387 ساعت 7:2 عصر

اقرا باسم ربک الذي خلق


خلق الانسان من علق


اقرا و ربک الاکرم


الذي علم بالقلم


علم الانسان مالم يعلم


مبعث پيام آور وحي ، پيامبر نور ورحمت بر مسلمانان جهان مبارک باد.


 


ستاره اي بدرخشيد وماه مجلس شد         دل رميده ما انيس ومونس شد


 


نگارمن که به مکتب نرفت وخط ننوشت      بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد

 

 ببوي او  دل  بيمار عاشقان  چو صبا           فداي عارض نسرين وچشم نرگس شد


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: یونس ( سیّد مجتبی مصطفوی )
چهارشنبه 2/5/1387 ساعت 1:17 عصر

در گفت و گوي هدف خلقت حضرت محمد مصطفي (ص) با راز خلقت حضرت زهرا(س):                                  فا طمه کار کن که من در آن دنيا براي تو هيچ نتوانم کرد. 


من که تنم لرزيد...                                                                                                


بر گرفته از کتاب فاطمه فاطمه است دکتر علي شريعتي.


  


 


 


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: حسام الدين حسيني
يکشنبه 30/4/1387 ساعت 6:38 عصر

در ستايش بُن مضارع


      سهراب سپهري مي گويد: «زندگي آبتني کردن در حوضچه ي اکنون است»... و من هر صبح بجاي اينکه شال و کلاه کنم و درگير غم نان شوم يا مثل خيلي هاي ديگر بروم شکار کلاه ، لباسهايم را از تنم در مي آورم و مستقيم در حوضچه ي اکنون شيرجه مي روم.


.


اشتباه نشود،قرار نيست فکر کنيم اين که آدم بي خيالي باشيم خوب است؛ نه !ولي من ترجيح مي دهم آدمي شناور در اکنون باشم . نه فراز و فرود ديروز را يادم بماند نه ابهام وپيچيدگي فردا فکرم را مشغول کند.


پس صبح به صبح در «حوضچه ي اکنون» شالاپ شولوپ شنا مي کنم!


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: راوی ( عمران بصیری )
چهارشنبه 26/4/1387 ساعت 2:55 عصر

امام رضا (ع):


«إِنَّ مِنْ عَلاماتِ الْفِقْهِ: أَلْحِلْمُ وَ الْعِلْمُ، وَ الصَّمْتُ بابٌ مِنْ أَبْوابِ الْحِکْمَةِ إِنَّ الصَّمْتَ يَکْسِبُ الَْمحَبَّةَ، إِنَّهُ دَليلٌ عَلى کُلِّ خَيْر.»:
از نشانه هاى دين فهمى، حلم و علم است، و خاموشى درى از درهاى حکمت است. خاموشى و سکوت، دوستىآور و راهنماى هر کار خيرى است.


 


 لقمان حکيم رضى الله عنه پسر را گفت : امروز طعام مخور و روزه دار، و هر چه بر زبان راندى ، بنويس . شبانگاه همه آنچه را که نوشتى ، بر من بخوان ؛ آن گاه روزه ات را بگشا و طعام خور .


شبانگاه ، پسر هر چه نوشته بود، خواند . دير وقت شد و طعام نتوانست خورد . روز دوم نيز چنين شد و پسر هيچ طعام نخورد. روز سوم باز هر چه گفته بود، نوشت و تا نوشته را بر خواند، آفتاب روز چهارم طلوع کرد و او هيچ طعام نخورد . روز چهارم ، هيچ نگفت . شب ، پدر از او خواست که کاغذها بياورد و نوشته ها بخواند. پسر گفت : امروز هيچ نگفته ام تا برخوانم . لقمان گفت : پس بيا و از اين نان که بر سفره است بخور و بدان که روز قيامت ، آنان که کم گفته اند، چنان حال خوشى دارند که اکنون تو دارى .


 


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: راوی ( عمران بصیری )
شنبه 15/4/1387 ساعت 11:21 صبح

سلام


بعد از کلي امتحان بالاخره اومديم.............


اما آپ امروز با بقيه روزها فرق داره ، امروز براي اولين بار وبلاگ را از حرم امام رضا(ع) آپ مي کنم.


جاي همه ي شما دوستان ولاگنويس در اين صحن و سراي باصفاي آقا خاليه.


نميدونم چي بنويسم ...


فقط ميگم:


صلي الله عليک يا علي بن موسي الرضا(ع)


                               


با نام مبارک آقا فعاليت وبلاگ را در تابستون شروع ميکنيم.


ياعلي


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: راوی ( عمران بصیری )
شنبه 1/4/1387 ساعت 11:26 عصر

خداوند خطاب به موسي (ع):


 


اي پسر عمران ! هر گاه بنده اي مرا بخواند ،


آن چنان به سخن او گوش مي سپرم که گويي بنده اي جز او ندارم


اما شگفتا که بنده ام همه را چنان مي خواند که گويي همه خداي اويند جز من ! .


--------------------------------------------------------------------------------------------------


من دلم مي خواهد         خانه اي داشته باشم پر دوست       کنج هر ديوارش


دوستهايم بنشينند آرام      گل بگو گل بشنو        هرکسي مي خواهد


وارد خانه پر عشق و صفايم گردد     يک سبد بوي گل سرخ     به من هديه کند


شرط وارد گشتن   شست و شوي دلهاست  شرط آن داشتن  يک دل بي رنگ و رياست


بر درش برگ گلي مي کوبم    روي آن با قلم سبز بهار    مي نويسم اي يار     


 خانه ي ما اينجاست   تا که سهراب نپرسد ديگر   خانه دوست کجاست          
                                                                                                                          فريدون مشيري


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: راوی ( عمران بصیری )
دوشنبه 20/3/1387 ساعت 11:37 عصر


کشتي در طوفان شکست و غرق شد.
فقط دو مرد توانستند به سوي جزيره ي کوچک بي آب و علفي شنا کنند و نجات يابند دو نجات يافته ديدند هيچ نمي توانند بکنند با خود گفتتند بهتر است از خدا کمک بخواهيم.دست به دعا شدند.براي اينکه ببينند دعاي کدام بهتر مستجاب مي شود به گوشه اي از جزيره رفتند.
نخست از خدا غذا خواستند.فردا مرد اول درختي يافت و ميوه اي بر آن-آن را خورد . مرد دوم چيزي براي خوردن نداشت.هفته ي بعد مرد اول از خدا همسر و همدم خواست فردا کشتي ديگري غرق شد زني نجات يافت و به مرد رسيد در سمت ديگر مرد دوم هيچ کس را نداشت.
مرد اول از خدا خانه لباس و غذاي بيشتري خواست فردا بصورتي معجزه وار تمام چيز هايي که خواسته بود به او رسيد.مرد دوم هنوز هيچ نداشت.
دست آخر مرد اول از خدا کشتي خواست تا او و همسرش را با خود ببرد.فردا کشتي آمد و در سمت او لنگر انداخت.مرد خواست بدون مرد دوم با همسرش از جزيره برود.
پيش خود گفت:مرد ديگر حتما شايستگي نعمت هاي الهي را ندارد چرا که در خواست هاي او پاسخ داده نشده.(پس همين جا بماند بهتر است).
زمان حرکت کشتي ندايي از آسمان پرسيد:((چرا همسفر خود را در جزيره رها مي کني؟))پاسخ داد:((اين نعمت هايي که به دست آورده ام همه مال خودم است همه را خود در خواست کرده ام در خواست هاي او که پذيرفته نشده.
((پس لياقت اين چيز ها را ندارد


ندا مرد را سرزنش کرد:((اشتباه مي کني زماني که تنها خواسته ي او را اجابت کردم اين نعمتها به تو رسيد.))مرد با حيرت پرسيد:از تو چه خواست که بايد مديون او باشم؟از من خواست که تمام خواسته هاي تو را اجابت کنم


    نظرات ديگران ( )

  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
  • [4/6/1387- 11:36 ص] دلتنگي...
    [28/5/1387- 11:24 ع] چرا چنين افرادي بايد جزو همکاران رئيسجمهور باشند؟؟؟
    [26/5/1387- 10:37 ص] مهدي (ع) مي آيد
    [25/5/1387- 11:56 ع] سر خوشگل ها دعوا ميشود...
    [15/5/1387- 9:55 ع] هو معکم...
    [8/5/1387- 7:2 ع] تبريک
    [2/5/1387- 1:17 ع] واي بر ما
    [30/4/1387- 6:38 ع] در ستايش بن مضارع
    [26/4/1387- 2:55 ع] هيچ مگو
    [15/4/1387- 11:21 ص] بام تو بهانه کبوتر شدن است...
    [1/4/1387- 11:26 ع] نميدونم...
    [20/3/1387- 11:37 ع] دعا...
    [آرشيو شده ها]

  •  RSS 

  •  Atom 

  • خانه

  • ارتباط با من
  • درباره من

  • پارسي بلاگ
  • درباره من

  • پيوندهاي روزانه

  • مطالب بايگاني شده

  • لينک دوستان من

  • لوگوي دوستان من

  • اشتراک در وبلاگ

  • وضعيت من در ياهو

  • آواي آشنا

  •